استارتاپها و کسبوکارهای کوچک در مسیر راهاندازی کسبوکارشان با چالشهای بسیاری روبهرو میشوند. مدیران و بنیانگذاران ممکن است در مواجه با این چالشها مرتکب اشتباههای بزرگی شوند که نتیجه آن شکست و نابودی کسبوکارشان خواهد بود.
اگر میخواهید در کسبوکار خود موفق باشید، در قدم اول باید از این اشتباهها دوری کنید. به همین دلیل در این مقاله میخواهیم درباره اشتباههای رایج کسبوکارها در ۵ دسته کلی منابع انسانی، مدیریتی، مدل کسبوکار، محصول و بازار هدف، سرمایه و مالی صحبت کنیم.
ای کاش استارتاپها بدون مواجه شدن با سختیهای متعدد و دسته و پنجه نرم کردن با دیگر مشکلات به موفقیت میرسیدند. بیتعارف این تصور تنها در رویاها وجود دارد. بهعنوان یک کارآفرین، شما باید سختتر از همیشه و با هوشمندی کار کنید تا بتوانید شرکت نوپای خود را به موفقیت برسانید.
در حقیقت دنیای کسبوکارهای نوپا ناشناخته است و هر لحظه باید انتظار روبهرو شدن با چالشهای جدیدی را داشته باشید. با وجود آنکه راهاندازی یک استارتاپ موفق دشوار است؛ اما با رعایت چند اصل، کار شما راحتتر خواهد شد.
نخست، به یک ایده فوقالعاده برای استارتاپتان و سپس به یک برنامه کسبوکار فکر کنید. البته به یاد داشته باشید که ایدهای را انتخاب کنید که با روحیه و شخصیت شما سازگار باشد. اگر ایده کسبوکار شما با شخصیتتان همخوانی ندارد، باید بهدنبال راهی باشید که بهترین ایده مناسب خودتان را انتخاب کنید. پس از آنکه ایده خودتان را پیدا کردید، یک برنامه کسبوکار بنویسید و کارهای ضروری برای راهاندازی استارتاپ را انجام دهید.
دوم، مطمئن شوید هیچکدام از ۵۱ اشتباه زیر را مرتکب نخواهید شد. میتوان گفت این اشتباهها از طریق مصاحبه با کارآفرینان، صاحبان کسبوکار و متخصصان کسبوکارهای کوچک گردآوری شده است. در ادامه به هر یک از این اشتباهها اشاره میکنیم:
واقعیت این است که ۷۵ ٪ استارتاپهایی که توسط سرمایهگذاران خطرپذیر (VC) حمایت میشوند، شکست میخورند. اما همه استارتاپها لزومی ندارد با شکست مواجه شود. شما میتوانید موفق باشید. در اصل با دوری از اشتباههای زیر میتوانید احتمال موفقیت خود را به طور چشمگیری افزایش دهید.
داشتن یک روش کارآمد منابع انسانی میتواند مانع از بروز مشکلات شود. اما حتی تا پیش از بروز یک مشکل بزرگ، احتمالاً تعداد زیادی مشکلات کوچک در استارتاپها وجود دارد که فرآیند استخدام و نگه داشتن کارمندان را در تیم دشوار میکند.
تنوع در محیط کاری بسیار مهم است و میتواند موجب رشد کسبوکار شما شود. چرا که شما شاهد حضور افراد مختلف در محیط کاری خود هستید و همین باعث ایجاد ایدههای جدید میشود. توجه داشته باشید وضع سیاستهای کارآمد و روشهای ارتباطی مناسب بسیار آسانتر از برطرف کردن یک فرهنگ سمی است.
بسیاری از تحقیقات نشان میدهد که داشتن مهارتهای نرم (Soft Skills) تأثیر زیادی در موفقیت افراد و کارآمدی آنها دارد. از بین این مهارتها میتوان به ارتباط با افراد، همدلی و همکاری اشاره کرد. توجه نکردن به این مهارتها اشتباه بزرگی است که استارتاپها مرتکب میشوند.
معمولاً استارتاپها تمام تلاش و تمرکز خود را صرف استخدام بهترین تیم ممکن میکنند. این در حالی است که توجهی به نگهداری کارمندان فعلی خود ندارد و برای همین ممکن است بهترین افراد را از دست بدهند. بنیانگذاران تصور میکنند که تنها کار کردن در یک استارتاپ میتواند دلیل خوبی برای ماندن افراد در کسبوکار آنها باشد.
در فرهنگ استارتاپی معمول است که هر کسی مسئولیتهای زیادی را برعهده دارد. زمانی که شما نیاز دارید که فردی را استخدام کنید، انتظار میرود که همه روی این کار متمرکز شوند و اقدام لازم را انجام دهند.
در حالی که مهم است ذهنیت یک تیم را داشته باشید، در عین حال باید هر کسی وظایف مشخص داشته باشد. انجام این کار باعث میشود که امکان تفکیک مسئولیتها فراهم شود، به ویژه زمانی که کسبوکارتان وارد مرحله رشد و تیمتان بزرگ میشود.
وقتی افراد با فرهنگ سازمانی شما منطبق نباشد، در نتیجه نمیتوانند بهترین عملکرد خود را انجام دهند. به همین دلیل، تمرکز صرف روی مهارت فردی افراد اشتباه است.
سعی کنید کارها را تقسیم کنید و تمام مسئولیتها را خودتان به دوش نکشید. همیشه اصل ۸۰/۲۰ را در نظر داشته باشید.
همه کارآفرینان میخواهند سریع رشد کنند و به این ترتیب سریعاً افراد مختلف را استخدام میکنند. اما باید بدانید اگر کسبوکار شما سودآور نیست، باید سرمایه موجود را عاقلانه و با وسواس خرج کنید.
اندرو بلکمون (Andrew Blackmon)، همبنیانگذار Black Tux، تصدیق میکند که او بایستی از لحاظ شخصیتی بسیار رشد میکرده تا در ایفای نقش خودش به خوبی عمل کند. او به خودش به خاطر گرفتن تصمیمهای سخت، دریافت بازخورد و استخدام افراد در زمان مناسب افتخار میکرد. با این وجود، صبر، بازخورد و صحبت با مربیان برای رشد فردی او بسیار مفید بوده است.
این طرز تفکر تنها ناامیدی و خستگی را برای تیم شما به ارمغان میآورد و باعث میشود آنها استارتاپ را ترک کنند. این اشتباه یکی از عوامل هدر رفت استعدادهای کسبوکار شمرده میشود.
کارآفرینان تلاش میکنند تا یک سوپرمن باشند. این در حالیست که پیشبینی استارتاپها غیر ممکن است و در مسیر موفقیت با رویدادهای غیر منتظره روبهرو خواهید شد. برای همین کمک گرفتن از متخصصین و افراد حرفهای واجد شرایط میتواند کمک زیادی به شما کند.
توجه کنید هیچ کس غیر از شما به کسبوکارتان اهمیت نمیدهد. برای همین اگر میخواهید استارتاپتان موفق شود، به خودتان ایمان داشته باشید. در غیر این صورت مطمئن باشید با شکست مواجه خواهید شد.
ایل فیش (Ill Fish)، همبنیانگذار Tuck.com، پیشنهاد میدهد که اگر به دنبال راهاندازی کسبوکارتان با بودجه شخصی هستید، انجام این کار را به عنوان یک فشار جانبی در نظر بگیرید. در این نوع از کسبوکارها توصیه میشود همیشه کار دیگری نیز داشته باشید تا بتوانید هزینههای زندگی خود را پوشش دهید. درگیر شدن بهصورت تماموقت ممکن است به شکست ختم شود.
یکی از اشتباههای رایج استارتاپها این است که خودشان را با نوسانات بازار و مشتریان سازگار نمیکنند. به این معنا که دورههای آرام میتواند به تهدید جدی برای بقای کسبوکارتان تبدیل شود؛ حتی اگر شش ماه کسبوکارتان در دوره رشد و شکوفایی بوده باشد. یکی از راههای غلبه بر این مشکل این است که استراتژی فروش (Upselling) را در نظر بگیرید تا مطمئن شوید که شرکت شما درآمد پایدار دارد.
بسیاری از بنیانگذاران تصور میکنند که نیازی به یک توافقنامه در بین شرکا نیست. اما باید به این موضوع آگاه باشید که نبود یک توافقنامه میتواند مشکلات زیادی را به بار بیاورد. فراموش نکنید اوضاع همیشه یکسان نخواهد بود و میتوانید در یک لحظه شرکای خود را از دست بدهید. در حقیقت شاید عدم حضور یک توافقنامه شرکت را با شکست مواجه سازد.
بهترین استارتاپها نسبت به خطرات و شکستها آگاه هستند و در ابتدا برای حل آن تلاش میکنند. خطر بازار بسیار بزرگتر از خطرات فنی محصول است. اما بسیاری از تیمها به اشتباه ابتدا مشکلات محصول را برطرف میکنند.
شروع یک کسبوکار مانند دو ماراتون است نه دو سرعت.
اگر وقت و انرژی بسیار زیادی را صرف کارهای کوچک کنید، در زمان بروز اتفاقات بزرگ قادر نخواهید بود آنها را کنترل و مدیریت کنید؛ زیرا به شدت درگیر انجام کارهای کوچک هستید.
به طور مؤثر ارتباط برقرار کنید و هرگز یک نفر را نیز از دست ندهید. شما هرگز نمیدانید با چه کسی صحبت خواهید کرد، آنها با چه کسانی آشنا هستند یا چگونه آنها میتوانند به شما کمک کنند.
لری چیک (Lori Cheek) ، صاحب شرکت Cheekd.com، میگوید که ایجاد ارتباطات واقعی مفیدترین ابزار برای رشد شرکت بوده است. در دنیای کسبوکار و شبکهسازی پیشنهاد میشود که هرگز خانه را بدون ابزار شبکهسازی مانند کارت ویزیت ترک نکنید.
معمولاً کارآفرینان تمایل دارند که تمامی کارها را به تنهایی انجام دهند و تصور میکنند فردی با قدرتهای فراطبیعی هستند! فابیان رافائل (Fabienne Raphael) از شرکت Fabienneraphael گوشزد میکند که با سرمایهگذاری بر روی ابزارها و افراد میتوانید از مشکلات بسیاری جلوگیری کنید.
وقتی چشمانداز شما واضح باشد، تمامی افراد درک عمیقی از کارها برای تحقق چشمانداز خواهند داشت. همچنین موجب میشود تا تیم انگیزه و بهرهوری بیشتری داشته باشد.
ویتنی میرز (Whitney Meers) در این رابطه میگوید: «شما باید به جای تمرکز صرف بر روی رشد، به رشد پایدار توجه کنید. این موضوع تنها فروش را شامل نمیشود، گرچه فروش اهمیت زیادی دارد. در حقیقت رشد پایدار بدان معناست که باید بر روی زیرساخت مناسب سرمایهگذاری کنید و به دنبال بهترین استعدادها باشید. همچنین احترام به کارمندان نیز میتواند تأثیرگذار باشد».
یکی از اشتباهات استارتاپها این است که در ارجای برنامههای جدید به دو استراتژی اصلی و جایگزین (Plan B) فکر نمیکنند. جیمز آلسوپ (James Allsopp) ، مدیرعامل iNet Ventures، پیشنهاد میدهد که همیشه استراتژی قدرتمندی داشته باشید و در فازهای مختلفی به جلو قدم بردارید. باید این سؤال را از خودتان بپرسید که وقتی پروژه یا برنامه مورد نظر شکست خورد، چه کاری انجام خواهید داد؟
با وجود اینکه هوش مصنوعی و کامپیوترها پیشرفت زیادی داشتهاند؛ اما نباید انتظار معجزه از نرمافزارها را داشته باشید. برنامه کامپیوتری قابل دانلود یا پولی نمیتواند شما را به یک متخصص حسابداری یا مالیات تبدیل کند. همچنین قادر به تفسیر برگههای مالیاتی، مقررات، اهداف کسبوکار و نیازهای مختلف کسبوکارتان نیست.
وقتی استارتاپتان نمیتواند سرمایه جذب کند، این موضوع ممکن است از عدم صلاحیت کسی باشد که این وظیفه را بر عهده دارد. از طرفی دیگر مشکل میتواند از ایده شما باشد. به این معنا که ایده کسبوکارتان سرمایهگذاری خوبی به حساب نمیآید.
امروزه ویژگیهای نوآورانه، مزایا یا مدل کسبوکار به سرعت کپی میشوند. از این رو، شما باید یک فلسفه و ایدئولوژی جدید را بفروشید تا مشتریان به کمک آن بتوانند به اهدافشان برسند.
دبورا سوئینی (Deborah Sweeney)، مدیرعامل MyCorporation، میگوید که اگر سازوکار لازم برای تشکیل شرکت را در نظر نگیرید، داراییهای شخصیتان مانند خانه و ماشین میتواند به شدت در معرض خطر قرار گیرد.
استارتاپها معمولاً عاشق ایده خودشان هستند و نمیتوانند خود را سازگار کنند با شرایطی که بازار به آنها میگوید که ایدهشان ناقص است.
طبق گفته مایک گروسمن (Mike Grossman)، مدیرعامل GoodHire، بسیار مهم است که بین مدل کسبوکار و خود کسبوکار تفاوت قائل شوید. هدف این است که کسبوکار به موفقیت برسد و گاهی اوقات نیاز است که تغییراتی در مدل کسبوکار خودتان ایجاد کنید.
برند کسبوکارتان با گذر زمان و صرف منابع ساخته میشود. تضاد منافع با یک برند مشابه میتواند موجب ایجاد هزینه برای برندسازی مجدد شود. به علاوه، زمانی که استارتاپ رشد میکند، ترک افراد کلیدی کسبوکار یا تنش بین کارمندان میتواند مالکیت IP را به خطر بیاندازد مانند فاش شدن اسرار کسبوکار.
وقت خود را صرف توسعه محصولی نکنید که مشتری ندارد. این مهمترین درسی است که راس کوهن (Ross Cohen)، همبنیانگذار BeenVerified، یاد گرفته است.
غرق شدن در رویا کار آسانی است، به خصوص زمانی که شما به جریان نقدی بسیار زیاد و فروش بیش از حد تصورات خود میرسید. اما توجه داشته باشید که در این لحظه باید از منظر سود و رشد به کسبوکارتان نگاه کنید.
زمانی که بسیاری از کسبوکارها فکر میکنند فرآیند فروش بسیار ساده است، آنها اغلب میزان فروش را بیش از حد واقعی آن تخمین میزنند.
واقعیت این است که زمان زیادی طول میکشد تا استارتاپتان فروش را تجربه کند. این فرآیند حتی برای کسبوکارهای ارائهدهنده خدمات به شرکتها (B۲B) طولانیتر خواهد بود.
در واقع زمان انجام هر کاری میتواند بیش از تصورات شما طول بکشد. به همین دلیل در نظر نگرفتن زمان اضافی میتواند در فرآیند برنامهریزی کسبوکار شما خلل ایجاد کند.
زمان زیادی را به راهاندازی کسبوکارتان اختصاص میدهید به این دلیل که میخواهید یک محصول کامل و عالی بسازید. اما دقت داشته باشید که هیچ چیز کامل و بی نقصی وجود ندارد.
شما قبل از راهاندازی استارتاپتان باید تصمیم بگیرید که بازار هدف کسبوکار و مشتریان هدف شما چه کسانی هستند.
نداشتن یک برنامه یا استراتژی مشخص میتواند چالشهای زیادی را برای شما به همراه آورد.
بنیانگذاران استارتاپ تصور میکنند که محصولات یا خدمات آنها سریعاً توسط کاربران خریداری میشوند. آنها به جای اینکه بفهمند مردم واقعاً چه چیزهایی میخواهند، به دنبال دلایل منطقی برای خرید محصول یا خدماتشان توسط آنها هستند. شما نیاز دارید که ایدههای خود را آزمایش کنید.
اگر شما مدل کسبوکار تکرارشونده (Recurring Business Model) نداشته باشید، میتواند باعث آزار شما شود. فرصتهای تبلیغاتی گوناگونی برای خودتان در نظر بگیرید که متناسب با بودجه شما باشد. سؤالات خاصی بپرسید و به دنبال مدارکی باشید که موفقیت تبلیغاتتان را نشان دهد (بهترین گزینه برای شما تبلیغاتی است که حداقل به صنعتتان مرتبط باشد). اگر آنها نمیتوانند یا مایل نیستند به سؤالهای شما پاسخ دهند، هشیارتر شوید و دقت بیشتری کنید.
نداشتن وبسایت کارآمد یکی دیگر از اشتباههای رایج کسبوکارهای نوپاست. در قدمهای اول، بسیاری از کسبوکارها از وبسایت خودشان استفاده نمیکنند یا آن را با درخواستهای مشتریانشان تنظیم نمیکنند. بسیاری از وبسایتها صرفاً نسخه دیجیتالی از اسناد چاپی مانند بروشور هستند.
در واقع این وبسایتها صرفاً یک پایگاه اطلاعاتی هستند؛ اما آنها این پتانسیل را دارند که ارزش بیشتری را ایجاد کنند.
بسیاری از کمپانیها قبل از راهاندازی کسبوکار ۱۲ تا ۳۰ ماه را صرف توسعه محصول خود میکنند. شما نمیتوانید مشخص کنید که چه زمانی محصول آماده ورود به بازار است. دادههای به دست آمده از کاربران/مشتریان نشان میدهد که آیا محصول آمده ورود به بازار است؟
در حقیقت نرخ تبدیل و بازگشت مشتری به شما میگوید که الان محصول آماده برای ورود به بازار است.
بهترین استارتاپها به اشتباه بودن محصول خود آگاه هستند. زیرا آنها محصول خود را به سرعت و با کمترین امکانات و هزینه ساختهاند تا بتوانند آن را در معرض دید مشتری قرار دهند و بفهمند که در چه بخشهایی اشتباه کردهاند. توجه داشته باشید که دادههای به دست آمده از کاربران واقعی ارزش به مراتب بیشتری از بهترین طراحی و منطق دارد.
شما نمیتوانید محصولی را بسازید که نظر همه را به سمت خود جلب کند. برای همین لازم است که بر روی مشتریان هدف خود تمرکز کنید. یک استارتاپ به شرطی موفق خواهد شد که روی حل یک مشکل خاص تمرکز کند.
غرق شدن در رویا کار آسانی است، به خصوص زمانی که شما به جریان نقدی بسیار زیاد و فروش بیش از حد تصورات خود میرسید. اما توجه داشته باشید که در این لحظه باید از منظر سود و رشد به کسبوکارتان نگاه کنید.
یکی از اشتباههای بزرگ بسیاری از استارتاپها این است که میخواهند به سرعت جذب سرمایه کنند. یکی از نکات منفی انجام این کار این است که اگر شما سرمایهگذاران را به داشتن یک ایده خوب متقاعد و پول آنها را صرف عملی کردن ایده خود کردید و در مراحل اولیه مرتکب اشتباهاتی در تحقق ایدهتان شدید؛ در این صورت شما به سرعت این سرمایه را از دست خواهید داد و به سرمایه بیشتری نیاز پیدا خواهید کرد.
شما باید هزینههایتان را ثبت و بر روی نرخهای بهتر سود بازرگانی، بانکی، نرخ بهره کارت اعتباری و هزینههای تأمین کنندگان مذاکره کنید.
کسبوکارهای جدید هدفی را دنبال میکنند و برخی از شرکتها به دنبال کسب سود از بی تجربگیتان هستند.
زمانی که کسبوکار مشکلی را از مشتریان حل نکند، در نتیجه نمیتواند سودآوری کافی را داشته باشد. به این معنا که شما قادر به پوشش هزینهها نخواهید بود. برای همین باید یک مدل سودآور برای استارتاپ خود خلق کنید. در حقیقت مشکل وقتی رخ میدهد که هزینههای جذب یک مشتری از سود حاصل از آن مشتری بیشتر باشد.
تلاش کنید در خرج کردن به طور محتاطانه رفتار کنید. بسیاری از هزینهها اختیاری و به خواست خودتان است و واقعا ضروری نیستند.
کین گراهام (Kean Graham)، صاحب شرکت MonetizeMore، میگوید که بسیاری از بنیانگذاران این اشتباه را در شروع کار خود میکنند. در نتیجه، آنها اطلاع دقیقی از جریان نقدی و درآمد خالص ماهانه خود ندارند. به همین دلیل آنهای تصمیمهای درستی را نخواهند گرفت؛ زیرا آنها اعداد و ارقام مناسبی را در اختیار ندارند.
طبق گزارش ارائه شده، ۲۰٪ صاحبان کسبوکارها میگویند که آنها پول زیادی برای کارمندان خودشان در زمان راهاندازی کسبوکار اختصاص میدهند.
به عنوان یک استارتاپ، اگر سعی کنید که پرداختی بالایی برای کارمندانتان داشته باشید، شما همیشه در معرض از دست دادن آنها خواهید بود. زیرا منابع مالی شما پایین است و همواره صنایع بیلیون دلاری چند ملیتی وجود دارند که میتوانند مبلغ بسیار بیشتری نسبت به استارتاپها بپردازند.
همانطور که پیتر تیل (Peter Thiel) در کتاب پرفروش «صفر تا یک نوشته» است: «شما باید سهام شرکتتان را برای نخستین همبنیانگذاران در نظر بگیرید. در این صورت آنها برای پیشرفت شرکت میمانند. همچنین صرفاً افرادی عهدهدار انجام کار در شرکت میشوند که علاقه به ماندن در شرکت در بلندمدت را داشته و معتقد به استارتاپ باشند».
شما به سختی کار میکنید تا بالاخره صاحب سرمایه شوید. اما به یاد داشته باشید که هر چه صبورتر باشید، سرمایه بیشتری کسب خواهید کرد.
اگر میخواهید کسبوکارتان در دنیای واقعی موفق شود، باید در قدم اول یک برنامه و بودجه مشخص بر روی کاغذ بنویسید.
هر چقدر که محصول خود را ارزان قیمت عرضه کنید، باز هم شرکتهایی هستند که میتوانند ارزانتر از شما محصول را ارائه دهند و توانایی مقابله با ضرر را دارند. با این حال، استارتاپتان میتواند بر روی کیفیت محصولات تمرکز داشته باشد. زیرا کیفیت سختترین چیزی است که بتوان از آن دست کشید.
اگر به دنبال جذب سرمایه هستید، لازم است که یک جریان درآمدی مکرر و قابل پیشبینی ایجاد کنید. پیدا نکردن یک مدل درآمدی مکرر عامل از دست رفتن بسیاری از ایده بزرگ و استارتاپها بوده است.



